عوامل مهم تخریب بهترین ایدههای خود را بشناسید

البرز فاوا نیوز، نوآوری فقط زمانی شکل میگیرد که در یک چارچوب ذهنی صحیح در جریان باشیم. سوالهایی در ذهن ما شکل میگیرد که در تلاش برای پاسخ به سوالها هستیم. این سوالها محرک و مشوق هستند و ذهن ما را در جهت درستی هدایت میکنند که میتواند منجر به ایجاد ایده جدیدی شود. چارچوبهای ذهنی نادرست می توانند مانع از خلق ایدههای جدید در ذهن شده و قدرت ایدهپردازی ما را کاهش میدهد که در ادامه اونها رو بررسی می کنیم.
ترسهای ذهنی
برای بسیاری از کارآفرینان، این سوال به صورت ناخودآگاه در ذهنشان شکل میگیرد که «چه مشکلات بدی ممکن است اتفاق بیافتد اگر …». این سوال زمانی مناسب است که در حال ارزیابی ریسک برای شروع کاری باشیم. اما این سوال هرگز برای شروع یک فعالیت نوآورانه مناسب نیست. ما فقط زمانی که در حال ارائه ارزش ایدههای خود هستیم و یا زمانی که تلاش برای بهبود ایدههای خود را کافی میدانیم، میتوانیم سناریوهای مختلفی را از بدترین حالت ممکن تا بهترین حالت را برای خود تصور کنیم تا نتایج حاصل از ایدههای خود را بررسی کنیم..
پیوستهای ذهنی
این ذهنیت مخصوص افرادی است که صرفا براساس پیشفرضهای ذهنی خود تصمیم میگیرند. آنها فقط یک راهحل را مناسب پرسشهای خود میدانند و سرسختانه به دنبال نتیجهای هستند که از قبل برای خودشان تصور کرده بودند. تنها ایدهای برای آنها مورد قبول است که با دانستههای ذهنی و پیشفرضهای ذهنشان همخوانی داشته باشند. این افراد شاید در کار خود موفق شوند ولی فضای کسبوکار همواره برای آنها مثل یک زمین جنگی خواهد بود که در حال جنگ برای اثبات ایدههای خود هستند.
هیجانات ذهنی
کارآفرینانی که چنین ذهنیتی دارند معمولا ایدههای خود را آنچنان جذاب تصور میکنند که حتی از توضیح بیشتر برای ایده خود صرفنظر می کنند. آنقدر غرق در ایده خود می شوند که به هزینههای حاصل از اجرای ایده خود فکر نمیکنند. این هیجانات ذهنی بعد از مدتی توانایی تبدیل ایده به نوآوری را ندارد و به مرور از این شور و هیجان کاسته میشود. برای گذر از مسیر ایده به نوآوری نیازمند اشتیاقی کنترلشده، تصمیمگیریهای مختلف و تفکر استراتژیک هستیم. اگر نتوانید به درستی توضیح دهید که ایده شما چگونه میتواند زندگی افراد را متحول کند، بدون شک محصولی هم که در آینده روانه بازار میکنید با استقبال خوبی مواجه نخواهد شد.
شَکهای ذهنی
کارآفرینانی که این ذهنیت را دارند به احتمال زیاد ایدههای مختلفی در ذهن خود دارند و بیشتر انرژی خود را صرف رسیدن به ایدههای مختلف میکنند. این نوع ذهنیت دائما به کارافرینان یادآوری میکند که ایده تنها یک روی سکه است و شاید در هر هزار ایده تنها یک ایده خوب پیدا شود که بتوان از آن پول درآورد. بنابراین ذهن آنها دائما به دنبال ایدهای است که بتواند قاطعانه نشان دهد که باعث درآمدزایی آنها میشود. این ذهنیت باعث ایجاد شکهای بیمورد در بررسی ایدهها شده و بسیاری از ایدههای خوب را فقط به خاطر سختگیری بیش از حد از دست میدهیم.
امکانپذیری ذهنی
این ذهنیت به این مورد اشاره دارد که شما قبل از اینکه بخواهید به ماهیت ایدهی خود بپردازید، بیشتر به نحوه رسیدن و چگونگی عملی شدن ایده خود توجه دارید. این ذهنیت باعث میشود به محض رسیدن ایدههای مختلف به ذهنتان، این سوالها را ناخودآگاه از خود بپرسید که: آیا تو میدانی که چطور میتوان این ایده را عملی کرد؟ آیا میدانی که چطور میشود از این طریق درآمدزایی کرد؟ چطور میخواهی مردم را تشویق کنی که از تو خرید کنند؟. سوالهایی که با «چطور» شروع میشوند مناسب فاز استراتژیک یک کسب وکار است. باید توجه داشته باشید که قبل از پرسیدن سوالهای «چطور» از «چرایی» و «چیستی» ایده خود شروع کنید. سوالهایی که با «چطور» آغاز میشوند نباید اولین قدم برای بررسی ایدههای شما باشند چراکه ممکن است بسیاری از ایدههای خوب را از همان ابتدا رد کنید.